قاصدک! هان چه خبر آوردی
از كجا وز كه خبر آوردی
خوشخبر باشی اما
گرد بام و در من بیثمر میگردی
انتظار خبری نيست مرا
نه ز ياری، نه ز ديّار و دياری باری...
در آغازین روزهای پاییزی در حالی که تصنیف به یادماندنی قاصدک با صدای بغض آلود همایون شجریان خوانده می شد، برگ دیگری از درخت موسیقی سنتی ایران تشییع شد تا به آغوش زمین سپرده شود.
درد مشترک
همه بودند به جز استاد شجریان که در این ایام در کنسرتهای خارجی قطعه پایانی چاووش را می خواند و "رزم مشترک" را بار دیگر از پس زمینه های حماسی ذهنها بیرون می آورد. با این حال استاد شجریان نیز حضور و همراهی اش را از آمستردام با ارسال بیانیه ای در سوگ مشکاتیان نشان داد: ... در آثار او صدای قلبی را میتوان شنید که برای وطن و آزادی میتپد. کمتر هنرمندی را توان آن است که رنجها و آرزوهای مردمش را در هنر خویش بازتاباند وترجمه صادق و راستین زمانه خود باشد. ... من مرگ هنرمندی چنین را باور ندارم. پرویز مشکاتیان در قلب و ذهن ما زنده است.
همه بودند تا هم با پرویز مشکاتیان همراه شوند و هم از دردهای مشترک بگویند.
"پرویز مشكاتيان نمرد، او به قتل رسيد و نه به دست يک شخص، بلكه توسط شرايط ناجوانمردانه فرهنگی كه چند نسل در كشور ما حاكم بوده است".
محمدرضا درویشی، آهنگساز و یار دیرین مشکاتیان با بیان این مطلب گفت: بسیاری از موسيقیدانان نسل ما امروز خانهنشين هستند و خيلیها فرصت هنرنمايی ندارند؛ چون وقتی صحنه را از هنرمند بگيرند، دقمرگ خواهد شد. ... اين صندلیهای چرک كه مخصوص موسيقی كشور در نهادهای مختلف است، هيچ خدمتی که به موسيقی نكرده اند هیچ، چوب هم لای چرخ موسیقی گذاشته اند.
استاد پرویز پیرنیاکان معتقد بود که امروز فرصت آن است تا دردهای يک جامعه هنری بازگو شود: چرا متوليان به وضع اسفبار موسيقی چاره نمیكنند و چرا اين وضعيت مثل خوره به جان موسيقیدانان و هنرمندان میافتد تا آنها را گوشهنشين کند؟ ... پرویز مشکاتیان نیازی به معرفی ندارد و درباره ویژگیهای او سخن گفتن، توضیح واضحات است باید به دنبال عواملی گشت که موجب «گوشهگیری، سکوت و مرگ» او شد.
در این مراسم که در مقابل تالار وحدت برگزار شد، همچنین پیامی از جانب استاد حسن کسایی، نوازنده شهیر نی قرائت شد: ديروز شهريار فريوسفی و امروز پرويز مشكاتيان! هر لحظه خبری میرسد از رفتن ياری و من در اين ميان ماندهام به چه كاری؟ خبر كوتاه است؛ اما جانكاه... فيروزهای كه از ديار نيشابوری به انگشتری ما رسيد و امروز كه اشكی به ياد يار از دست رفته و و آهی برای آنها كه امروز ماندهاند، میريزيم.
آخرین سخنران مراسم تشییع مشکاتیان محمدحسین ایمانی خوشخو، معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود که به دلیل عدم استقبال حاضران ناچار به لغو سخنرانی خود شد.
آهنگ زندگی
پرویز مشکاتیان در طی عمر کوتاه 53 ساله اش آثار بزرگی را در عرصه موسیقی به یادگار گذاشت. او کار موسیقی را از شش سالگی و در محضر پدر آغاز کرد و تحت تعلیم اساتیدی چون استاد نورعلی برومند، دکتر داریوش صفوت، عبداله دوامی، یوسف هرمزی و یوسف فروتن قرار گرفت و پس از ورود به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، فعالیت رسمی خود را در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد. وی مدتی نیز در رادیو و زیر نظر هوشنگ ابتهاج به کار هنری پرداخت و سپس موسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. وی از سال 58 تا 67 نیز در کنار استاد محمدرضا شجریان بود؛ نتیجه این امر خلق آثار ماندگاری چون "بیداد"، "آستان جانان"، "سرعشق"، "نوا"، "دستان" و "رزم مشترک" بود.
از دیگر جنبه های نزدیکی این دو هنرمند بزرگ ازدواج مرحوم مشکاتیان با افسانه، دختر استاد شجریان بود که البته به جدایی انجامید. پرویز مشکاتیان پس از اتمام همکاری با استاد شجریان با هنرمندانی چون شهرام ناظری، مرحوم ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری و حمیدرضا نوربخش به فعالیت هنری پرداخت. مشکاتیان همچنین در فستیوال جهانی موسیقی "روح زمین" در انگلستان مقام نخست را به دست آورد.
وی در سالهای اخیر کم کار شده بود و کمتر به فعالیت در حوزه موسیقی می پرداخت. همین کناره گیری او از کار بود که منجر به از هم پاشیدن گروه موسیقی تحت سرپرستی اش شد. از مرحوم مشکاتیان تالیفاتی در زمینه موسیقی و سنتورنیز باقی مانده است.
پیکر پرویز مشکاتیان در مقبره عطار نیشابوری در زادگاهش نیشابور به خاک سپرده خواهد شد.
تن من مباد
در واپسین ماههای عمرپرویز مشکاتیان و در برهه ای که اکثر هنرمندان در قالب گروه های مختلف حمایت خود را از میرحسین موسوی به عنوان کاندیدای دهمین انتخابات ریاست جمهوری اعلام می کردند، وی به صورت جداگانه و در نامه ای سرگشاده علاوه بر اعلام حمایت از میرحسین، به بیان دغدغه های آزادی خواهانه خود پرداخت: ... ما خیال كردیم قدرت در عدد است و گرفتار میان مایگی شدهایم. هرچه عده رای دهندگان بیشتر باشد، برگزیده آنها از حیث كیفیت و صفت، عادیتر و معمولیتر خواهد بود. چون بیشتر مردم (عوام) از بزرگان خود بزرگی و دوراندیشی نمی خواهند، بلكه دهانی گشاد برای پرگویی و نانی بخور و نمیر میخواهند. ...
و اما در پایان نامه مکشاتیان آمده است که:
چگونه در این كشور ایزدی
برومند گردد نهال بدی
به مشت گران یابد از ما جواب
هر آن كس كه خواهد این ملك خراب
چه خوش گفت استاد دانای توس
كه در ملك شعر و ادب كوفت كوس
چو ایران نباشد تن من مباد
چنین دارم از موبد پاك یاد